مرداد 1393
عزیزدلک دیگه ماشالا بزرگ شدی و قد کشیدی و قشنگ حرف میزنی و جمله سازی میکنی الان 1 سال و 11 ماه و 8 روز داری. کم کم داری دو ساله میشی.ای جاااااااان![]()
قبلنا کوچولو بودی میگفتیم بگو مامان سودابه میگفتی: باده بعدش یکم پیشرفت کردی و بهش میگفتی اَبوبه زمان گذشت و بزرگتر شدی و بهش میگفتی ســــــابـــــــــه و الانم میگی ایــــــدابـه ![]()
یعنی من عاشق حرف زدنتم
بهت میگیم چند تا خاله داری میگی: خیـــلی. آخه فسقلی دوتا خاله داری کجا میشه خیلی![]()
صدای دایی جون حمید میزنی و بهش میگی: حمیـــــدوووو
آخه اینو دیگه از کجا یاد گرفتی
چند روز پیش تولد سینا کوچولو بود به زودی عکساشو میذارم تا ببینین
تازه عزیزدلم این روزا کلی هم شیطونتر شدی و یه عالمه اذیت میکنی
با اینکه خیلی اذیت میکنی اما من پایه اذیتت هستم همش تشویقت میکنم بیشتر اذیت کنی
تازه بهت میگم تو پایه منی؟ میگی: آره
من فدات شم


مرداد 1393
